واژه جو

پهن پشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پهن پشت . [ پ َپ ُ ] (ص مرکب ) که پشتی فراخ و با پهنا دارد.آنکه دارای پشت عریض است . اثبج . (تاج المصادر) : سخت پای و ضخم ران و راست دست و گردسم تیزگوش و پهن پشت و نرم چرم و خردموی . منوچهری . تیزگوشی پهن پشتی ابلقی گردسمی خردمویی فربهی . منوچهری .

معنی پهن پشت | واژه جو