پهنه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ نِ) (اِ.) ۱- ساحت، میدان. ۲- وسعت. ۳- نوعی چوگان که سر آن مانند کفچه پهن است.مترادفها و واژههای مرتبطساحت، صحنه، عرصه، عرض، گستره، میدان، وسعتواژه قبلی: پهندواژه بعدی: پهنه باختن