واژه جو

پوزخند زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پوزخند زدن . [ خ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) خندیدن یا تبسم کردن بر سبیل استهزاء و تمسخر یا انکار.

معنی پوزخند زدن | واژه جو