پوساندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوساندن . [ دَ ] (مص ) بپوسیدن داشتن . پوسانیدن . ♦ هفت کفن پوساندن ؛ دیری بر چیزی گذشتن : هفت کفن پوسانده است ؛ دیری است مرده و از میان رفته است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوساندن . [ دَ ] (مص ) بپوسیدن داشتن . پوسانیدن . ♦ هفت کفن پوساندن ؛ دیری بر چیزی گذشتن : هفت کفن پوسانده است ؛ دیری است مرده و از میان رفته است .