پوست دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوست دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) حالت جدائی گرفتن قشر از مغز و آن علامت رسیدن برخی دانه هاست . ◄ جدائی پذیرفتن قشر برخی دانه ها گاه تر نهادن و خیس کردن . ◄ حالتی پوست بدن را از بیماری خاص . ◄ اظهار ته دلی کردن و مافی الضمیر گفتن . (برهان ).