پوستین پیرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوستین پیرای . (نف مرکب ) پوستین دوز. فراء. واتگر : بخارپشت نگه کن که از درشتی موی به پوست او نکند طمع پوستین پیرای . کسائی . ◄ و انوری در بیت ذیل از پوستین پیرای معنی مؤدب و مهذب یا عذاب دهنده و شکنجه کننده خواسته است : گر حسودت بسیست عاجز نیست اژدها از جواب مارافسای ... بشب و روزشان سپار که نیست زین نکوتر دو پوستین پیرای . انوری .