پوسیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانژنده، فرسوده، کهنه، مندرس پوک، فاسد، کرمخورده رمیممترادفها و واژههای مرتبطژنده، فرسوده، کهنه، مندرسپوک، فاسد، کرمخوردهرمیمواژه قبلی: پوستکندهواژه بعدی: پوسیدگی