پوسیدگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوسیدگی . [ دَ / دِ ] (حامص ) چگونگی و حالت پوسیده . صفت چیز پوسیده . رمام . رثاثة. رثوثة. (منتهی الارب ).بلاء.تآکل . چرّیدگی . (در تداول مردم قزوین ).تباهی . ◄ فساد.گندگی . عفونت . تعفن . پوسیدگی دندان ؛ کرم خوردگی آن . رمام اسنان ؛ پوسیدگی دندانها. رمام عظام ؛ پوسیدگی استخوانها . ادمان، دمن، دمان ؛ پوسیدگی و سیاهی که بخرمابن رسد. (منتهی الارب ).