پوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.)<BR>۱- جامه، پوشش.<BR>۲- خیمه، چادر.<BR>۳- زره، جوشن.<BR>۴- در ترکیب با بعضی واژهها معنای فاعلی میدهد مانند: زره پوش.<BR>۵- در ترکیب با بعضی واژهها معنای مفعولی میدهد مانند: گالی پوش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- جامه، پوشش. ۲- خیمه، چادر. ۳- زره، جوشن. ۴- در ترکیب با بعضی واژهها معنای فاعلی میدهد مانند: زره پوش. ۵- در ترکیب با بعضی واژهها معنای مفعولی میدهد مانند: گالی پوش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوش . (اِ) پوش دربندی . شیافی است متخلخل و سبک که از کوفته ٔ برگ درختی کنند و این درخت برگش ببرگ حنا ماند و تخمش مدور و از شاهدانه کوچکتر و مایل بزردی باشد و از دربند و ارمنیه آرند وطبیعت آن سرد است در دوم و خشک در آخر درجه ٔ اول و آن رادع و ملین و مبرد بود و طلاء آن جهت اورام حاد وتحلیل و منع ازدیاد آن و اوجاع حارّه و نقرس و رمد و صداع نافع است . و رازی گوید: چون آن را با آب عنب الثعلب سوده و بر نقرس طلا کنند منفعتی عظیم دارد و بدلش شیاف مامیثا و حضض و عنب الثعلب و بزرالهندباست و آن را بوش و بوش دربندی با باء موحده نیز نامند.
پوش . (اِ) جامه . لباس : تا چند کنی پوش ز پوشی کسان از جامه ٔ عاریت نشاید برخورد. نظام قاری (دیوان البسه ص ١٢٣). در دو بیت ذیل از فردوسی و اسدی پوش نیز بمعنی جامه و پوشش و لباس آمده است : ز پیشی و بیشی ندارند هوش خورش نان کشکین و پشمینه پوش . فردوسی . سرند از کران دید دیوی بجوش بزیر اژدهائی، پلنگینه پوش . اسدی (گرشاسبنامه ). رجوع به پوش کردن شود. ◄ چادر. خیمه . خرگاه . سراپرده : پوش سلطنتی ؛ چادر سلطنتی . ◄ (نف مرخم، ن مف مرخم ) در کلمات مرکب ذیل گاه بمعنی پوشنده و گاه بمعنی پوشیده آمده است : آهن پوش . ازرق پوش . بالاپوش . برپوش . پاپوش . پرده پوش . پرنیان پوش . (عماد). پشمینه پوش . پلنگینه پوش . پولادپوش . تخته پوش . تن پوش . تیرپوش . حصیرپوش . جرم پوش . خرقه پوش . خزپوش . خس پوش . خطاپوش . (حافظ). خفتان پوش . خوش پوش . دراعه پوش . درع پوش . دلق پوش . رازپوش (ستار). روپوش . روی پوش . زبرپوش . زره پوش . زردپوش . زیرپوش . زین پوش . ژنده پوش . ساغری پوش . سایه پوش (ظله ). سبزپوش . سرپوش . سِرّپوش . سرخ پوش . سفال پوش . سفیدپوش . سنجاب پوش .سیاه پوش . سینه پوش . سیه پوش (فردوسی ). شالی پوش . شب پوش . شیک پوش . طاقچه پوش . عیب پوش . قباپوش . قوری پوش . کالی پوش . کجاوه پوش . کفل پوش (در اسپ ). کفن پوش . کهنه پوش . لاله پوش (فردوسی ). لعل پوش . مجمعه پوش . مجموعه پوش . مخمل پوش . نی پوش . یال پوش .