پوش کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوش کردن .[ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بوش کردن . کوشش کردن : التجرمز، التجرد؛ پوش کردن در کاری یعنی کوشش . (مجمل اللغة). ◄ پنهان کردن . ذخیره نهادن : آن دوره گوش خر سر سیکی فروش دزد از هر خم عصیری دو دوره پوش کرد یک یک چو چنبردهلش کرد خار خار بر یاد بوق میره ٔ بوسهل نوش کرد. سوزنی .