پوشاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) پوشیدنی، جامه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) پوشیدنی، جامه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوشاک .(اِ) پوشیدنی . پوشش . جامه . ثوب . لباس . ملبس . لِبس . لبوس . جامگی . کسوة. ملبوس . کساء، مقابل خوراک . مرکب از پوش مخفف پوشش و آک لفظ مفید معنی نسبت . (از غیاث ): اِکساء؛ پوشاک دادن .
فرهنگ طیفی واژهدان
حجاب، جامه، رخت، لباس، خلعت، کسوت، جبه، بالاپوش، جل، پلاس، دلق، ردا، تنپوش، البسه پیراهن، لباس روحانی، لباس نظامی، لباس فاخر، مد