پوشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ) (اِ.) فرآوردهای از الیاف نرم و جذب کنندة رطوبت با یک روکش نگه دارنده برای جذب ادرار و مدفوع کودک شیرخوار و پیشگیری از آلوده شده زیرجامه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ) (اِ.) فرآوردهای از الیاف نرم و جذب کننده رطوبت با یک روکش نگه دارنده برای جذب ادرار و مدفوع کودک شیرخوار و پیشگیری از آلوده شده زیرجامه.
(پُ شَ) (اِ.) گربه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوشک . [ ش ِ / ش َ ] (اِ) به لغت ماوراءالنهر گربه باشد و این صورتی از کلمه ٔ پیشیک یاپشک و پشک متداول زبان آذری است . پوشنگ . (برهان ). سِنّور. هِرّ : چند بردارد این هریوه خروش نشود باده بر سماعش نوش راست گوئی که در گلوش کسی پوشکی را همی بمالد گوش . ابوالحسن شهید. بینی آن نانت و آن قلیه ٔ مصنوعت چونک پوشک بنشسته بصفا اندر . منجیک . ◄ نوعی گیاه است از احرار بقول .