پوشیده رخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوشیده رخ . [ دَ / دِ رُ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) روی پوشیده . محجوب . نقابدار. پوشیده روی . ◄ دختر. زن . پردگی : سه پوشیده رخ با سه دیهیم جوی سزا را سزاوار بی گفت و گوی . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوشیده رخ . [ دَ / دِ رُ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) روی پوشیده . محجوب . نقابدار. پوشیده روی . ◄ دختر. زن . پردگی : سه پوشیده رخ با سه دیهیم جوی سزا را سزاوار بی گفت و گوی . فردوسی .