پوشیدگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ) (حامص.)<BR>۱- حالت هر چیز پوشیده.<BR>۲- ابهام.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ) (حامص.) ۱- حالت هر چیز پوشیده. ۲- ابهام.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوشیدگی . [ دَ/ دِ ] (حامص ) حالت و چگونگی پوشیده . مستوری . مستوربودن . ستر. خفاء. استتار. خفیه . (دهار). احتجاب . کسوف . غماء. (دهار). خافیة. (منتهی الارب ) : سه دیگر که بالا و رویش بود بپوشیدگی نیز خویش بود. فردوسی . ◄ ابهام . التباس . قذحمة. و فی المثل صرحت بقذحمة، ای وضحت القصة بعدالتباس . (منتهی الارب ). تشابه، شبهة؛ پوشیدگی کار و مانند آن . (منتهی الارب ). غشاوة؛ پوشیدگی چشم . اشکال ؛ پوشیده شدن امر. (منتهی الارب ). اشکال ؛ پوشیدگی ببردن و هذا من باب السلب والایجاب . (تاج المصادر بیهقی ). عفاء؛ پوشیدگی و ناپدیدگی . (منتهی الارب ).