پولادبست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پولادبست . [ ب َ ] (ن مف مرکب ) با پولاد استوار کرده : کشیده شد از صف پیلان مست یکی باره ده میل پولادبست . اسدی . بزیر اندرش گفتی آن پیل مست سپه کش دزی بود پولادبست . اسدی . ز گردش چو دیوار پولادبست گرفتند و بر وی گشادند دست . اسدی .