پولادخای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پولادخای . (نف مرکب ) مرد یا اسب قوی و پرزور. آهن خای . صاحب انجمن آرا گوید: کنایه از اسب پرزور باشد و آن را آهن رگ و آهنین رگ نیز گویند. (انجمن آرای ناصری ). و آهن خای یعنی لجام خای، چه وقتی اسب مستعد دویدن است لجام و دهنه میخاید : ز آواز او اندر آید ز جای دل مرد جنگی پولادخای . فردوسی . ز پولادخایان شمشیرزن کمر بسته بودی هزار انجمن . نظامی . زراجه منم پیل پولادخای که بر پشت پیلان کشم پیل پای . نظامی . روارو زنان تیر پولادسای دراندام شیران پولادخای . نظامی . نجنبد ز یأجوج پولادخای سکندر چو سد سکندر ز جای . نظامی .