پژمردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ مُ دَ) (مص ل.)۱ - افسردن، غمناک شدن. ۲- پلاسیده شدن. ۳- بی رونق.واژه قبلی: پژمانواژه بعدی: پژمرده