پژوه
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(پِ) (اِمص.) ۱- بازجُستن، جست و جو کردن. ۲- مؤاخذه، بازخواست. ۳- در ترکیب با واژههای دیگر معنای پژوهنده میدهد مانند: دانش پژوه.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(پِ) (اِمص.) ۱- بازجُستن، جست و جو کردن. ۲- مؤاخذه، بازخواست. ۳- در ترکیب با واژههای دیگر معنای پژوهنده میدهد مانند: دانش پژوه.