پی داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پی داشتن . [ پ َ / پ ِ ت َ ] (مص مرکب ) قوت و چسبندگی داشتن . کشش داشتن . صاحب ریع بودن . ◄ دنباله داشتن . ◄ دارای عصب بودن . ♦ پی کسی داشتن ؛ متابع او بودن . هوای او داشتن . براستای وی رفتن . بدنبال او رفتن : تا من پی آن زلف سرافکنده همی دارم چون شمع گهی گریه و گه خنده همی دارم . خاقانی .