پی رس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پی رس . [ پ َ / پ ِ رَ ] (نف مرکب ) آنکه از عقب و از پی رسد. آنکه از دنبال درآید و ملحق گردد.
پیرس . [ رِ ] (اِخ ) بندر معروف آتن بود که در آن چهارصد کشتی توقف میتوانست کرد. امروز پیرس بشهر جدیدی مبدل شده و دارای ٢١٠٠٠ تن سکنه است . (ترجمه ٔ تمدن قدیم فوستل دو کولانژ ص ٤٦٨).