پی زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پی زن . [ پ َ /پ ِ زَ ] (نف مرکب ) قایف . آنکه از اثر پای پیماینده را شناسد : بعد از دیدن آن غار و سنگلاخ در خصوص ابی کرز پی زن شبهه کردم که گفت این اثر قدم ابن ابی قحافه و این اثر قدم محمدبن عبداﷲ است . (سفرنامه ٔمکه ٔ فرهادمیرزا). ◄ اسب و دیگر ستور.
پیزن . [ ] (اِ) پیزنه . غریب . (آنندراج ).