پی سپر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. سِ پَ)۱ - (ص فا.)رونده، سالک. ۲- (ص مف.) پایمال شده، لگدکوب شده.واژه قبلی: پی سپاردنواژه بعدی: پی سپردن