واژه جو

پی لت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پی لت . [ ] (اِخ ) مرکز بلوک میان بند در ناحیه ٔ نور مازندران . (جغرافیای سیاسی کیهان ص ٢٩٩).

پیلت . [ ل ُ ] (فرانسوی، اِ) راهبر هواپیما یا قایق . راننده ٔ طیاره و کرجی . ◄ نوعی ماهی .

معنی پی لت | واژه جو