پی کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پِ. کَ دَ) (مص م.) رگ و پی پا را قطع کردن، عاجز کردن.واژه قبلی: پی فشردنواژه بعدی: پی کور کردن