واژه‌جو

پی گیری کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پی گیری کردن . [ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (... کاری را)؛ دنبال کردن آنرا. مداومت کردن بر آن .

معنی پی گیری کردن | واژه‌جو