پیاز موش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیاز موش . [ زِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گیاهی است دوائی . عنصل . (منتهی الارب ). پیاز دشتی . پیاز صحرائی . اسقیل . (برهان ). قردمانا. (برهان ). بیخی که بتازیش عنصل گویند و بعضی گویند نام داروئی است که بعربی اسقیل نامند. بصل الفار. اسقیل، و این نام از بهر آن گویند که موش را بکشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). سفادیکوس .