پیامبر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیامبر. [ پ َ ب َ ] (نف مرکب ) پیغامبر. پیغمبر. پیمبر. وخشور. نبی . رسول . آنکه واسطه ٔ ابلاغ سخنی باشد از کسی بدیگری خواه بزبان و خواه بنامه . رجوع به پیغامبر و پیغمبر و پیمبر شود. ◄ قاصد. برید. پیک . پیک خبر رساننده . (شرفنامه ). ◄ پیام آور. رجوع به پیام آور شود.