واژه جو

پیجون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیجون . [ پ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کلاترزان بخش زراب شهرستان سنندج . واقع در ٢٨هزارگزی شمال خاوری زراب و ١١هزارگزی راه شوسه ٔ مریوان بسنندج کوهستانی . سردسیر. دارای ١٣٠ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات و لبنیات و توتون . شغل اهالی زراعت گله داری و زغال فروشی و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی پیجون | واژه جو