پیخستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ خُ تَ یا پِ خَ تَ) (مص م.) ۱- خستن با پای. ۲- درمانده کردن.واژه قبلی: پیخستواژه بعدی: پیخسته