پیر طریقت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیر طریقت . [ رِ طَ ق َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مراد. مرشد. شیخ . پیر. شیخ ِ ارشاد. قطب : جوابش داد آن پیر طریقت که ده چیز است در معنی حقیقت . عطار. طاقت جور زبانها نیاورد و شکایت پیش پیر طریقت برد. (گلستان ).