پیر می فروش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیر می فروش . [ رِ م َ / م ِ ف ُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سالخورده ٔ باده فروش . کهنسالی که شراب انگوری فروشد. پیر خمار. ◄ پیر میکده . پیر میخانه : من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی که پیر می فروشانش بجامی برنمی گیرد. حافظ. دی پیر می فروش که ذکرش بخیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد. حافظ.