واژه‌جو

پیرابوالفضل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیرابوالفضل . [ اَ بُل ْ ف َ ] (اِخ ) حسن سرخسی . از مشایخ سرخس و پیر صحبت شیخ ابوسعید ابی الخیر است . (غزالی نامه ص ١٠٠).

معنی پیرابوالفضل | واژه‌جو