پیروزرزم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروزرزم . [ رو رَ ] (ص مرکب ) پیروزجنگ . رجوع به پیروزجنگ شود : سواری شود نیک و پیروزرزم سر انجمنها برزم و ببزم . دقیقی (از شاهنامه ٔ فردوسی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروزرزم . [ رو رَ ] (ص مرکب ) پیروزجنگ . رجوع به پیروزجنگ شود : سواری شود نیک و پیروزرزم سر انجمنها برزم و ببزم . دقیقی (از شاهنامه ٔ فردوسی ).