پیروی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروی . [ ] (اِخ ) (مصطفی چلبی ) از شعرای عثمانیست، اهل تکفورطاغ و از قالیونچی ها. بسال ١١٥٠ هَ . ق . درگذشته است . (قاموس الاعلام ترکی ).
پیروی . [ ] (اِخ ) یکی از شعرای ایران و از اهالی ساوه بوده و بساوجی معروف شده . این بیت از اوست : بنومیدی گذشت این عید بی رخسار زیبایش نبوسیدیم دستش را نیفتادیم درپایش . (از قاموس الاعلام ترکی ).
پیروی . [ ] (اِخ ) یکی از شعرای ایران و این بیت از اوست : ز سوز آتش سودای عشق او پس از مردن ز خاکم گر گیاهی سر برآرد دود ازو خیزد. (از قاموس الاعلام ترکی ).