پیسه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(س ِ) (ص.) ۱- لکه سیاه و سفید به هم آمیخته، ابلق. ۲- مبتلا به برص.(سَ) (اِ.) پول، پول نقد.مترادفها و واژههای مرتبطپول، زر، وجهواژه قبلی: پیستونواژه بعدی: پیسه ابلق