پیش در کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش در کردن . [ دَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پیش کردن . در پیش کردن . جلو انداختن : او چو خاشاک سایه پرورده سیلش از کوه پیش در کرده . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش در کردن . [ دَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پیش کردن . در پیش کردن . جلو انداختن : او چو خاشاک سایه پرورده سیلش از کوه پیش در کرده . نظامی .