پیش قدم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش قدم . [ ق َ دَ ] (ص مرکب ) مقدم . سابق . که پیش قدمی کند. که نخست بکاری درآید. که در کارها مقدم باشد. ◄ آنکه بر دیگران سابقه ٔ دوستی و خدمتگزاری دارد. ◄ در اصطلاح علم فتوت از علوم تصوف، در فارسی مترادف کبیر که او را شیخ و پدر نیز گویند. بزرگ قوم . رأس الحزب .