واژه جو

پیش قطار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیش قطار. [ ق َ ] (اِمرکب، ص مرکب ) شتریکه پیش از دیگران بقطار رود. (آنندراج ). نخستین شتر از شتران قطار کرده : هرسر مو کوکب خورشیدچهر ناقه مگو پیش قطار سپهر. وحید (در تعریف ناقه ). بقادری که بدریای بیکران سخن مرا بر اشترک موج کرد پیش قطار. زلالی .

معنی پیش قطار | واژه جو