پیشادست
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (اِمر.)<BR>۱- دستمزد پیش از انجام کار.<BR>۲- معاملة نقد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (اِمر.) ۱- دستمزد پیش از انجام کار. ۲- معامله نقد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیشادست . [ دَ ] (اِ مرکب ) مقابل پسادست و نسیه به معنی نقد. (از برهان ). زری که گاه خریدن چیزی فروشنده را دهند : ستدوداد مکن هرگز جز پیشادست که پسادست خلاف آرد و الفت ببرد. ابوشکور. ستدوداد جز به پیشادست داوری باشد و زیان و شکست . لبیبی . ◄ اجرت پیشی . (برهان ). مزد پیش . اجرت پیش . برابر دستادست بمعنی نقد و پسادست بمعنی نسیه . مزدپیشی که قبل از انجام کار بفروشنده یا کننده دهند. بیعانه . سلم . ◄ پیشدست و مقدم و غالب . (فرهنگ نظام ). ◄ پیشدستی . (برهان ).