پیشاپیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیشاپیش . (اِ مرکب، ق مرکب ) (از: پیش و الف واسطه (وقایه ) و پیش ) پیش پیش .مقدم بر همه . از پیش همه . جلوتر از دیگران . منا. (منتهی الارب ). مبداء. لقاط. (منتهی الارب ) : گرچه ما را نیست پیشاپیش دود مشعلی نیست دود آه مظلومی هم از دنبال ما. واعظ قزوینی . هر کجا روی آورم بخت سیه همره بود گاه دوشادوش من گاهی به پیشاپیش من . (از فرهنگ ضیاء). دلا دلدار می آید به سروقت اسیرانش گر از خود می روی تأثیر پیشاپیش می افتد. تأثیر (از آنندراج ).