پیلبان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص مر.) = فیلبان: آن که از پیل مراقبت کند، نگهبان فیل.واژه قبلی: پیل پیلی خوردنواژه بعدی: پیلتن