پیه آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیه آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) پیه گرفتن . پیه رستن بر. درآمدن پیه گرد عضوی . پیه ناک شدن عضو حیوان یا آدمی . ◄ نابینا شدن : بعد عمری کامشب آن مه محفل آرای من است پیه اگر چشم رقیب آرد چراغم روشن است . تأثیر (از آنندراج ). و نیز رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص ٣٥٤ شود.