پیوستن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پیوند زدن، ملحق کردن، جفت کردن، افسار بستن ترکیب کردن یکی کردن، باهم درنظر گرفتن، تمیز ندادن چسباندن، وصل کردن بستن بههم پیوستن، پیوستن [لازم]، متحد شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پیوند زدن، ملحق کردن، جفت کردن، افسار بستن ترکیب کردن یکی کردن، باهم درنظر گرفتن، تمیز ندادن چسباندن، وصل کردن بستن بههم پیوستن، پیوستن [لازم]، متحد شدن