پیوسته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پِ وَ تَ یا تِ) ۱- (ص مف.) وصل شده، به هم بسته. ۲- مقرب، ندیم. ۳- (ق.) همیشه، مدام.مترادفها و واژههای مرتبطدایماً، دمادم، علیالاتصال، علیالدوام، لاینقطع، متصل، متوالی، مدام، مداوم، مستدام، مستمر، ملحق، منسجم، هموار، همواره، همیشه ≠ ابداً، هرگز، هیچگاه، هیچوقت ≠ گسستهواژه قبلی: پیوستنواژه بعدی: پیوسته شدن