پیچ افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیچ افتادن . [ اُ دَ ] (مص مرکب ) (... در کاری )؛ مشکلاتی در راه برآمدن آن پیش آمدن ؛ گره خوردن . جور نشدن . ◄ (... در رسنی، یا نخی )؛ گره خوردن آن .درهم شدن آن . ◄ (... در امعاء)؛ پیچیدن روده ها. حرکت کردن روده ها از جای اصلی . ◄ (... در معده )؛ از حال طبیعی بگشتن آن : گر افتد بیک لقمه در روده پیچ برآید همه عمر نادان بهیچ . سعدی .