پیچ بر پیچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیچ بر پیچ . [ ب َ ] (ص مرکب ) پیچ پیچ . خم بر خم . شکن بر شکن . مار بر مار. صاحب آنندراج گوید: این لغت اگر در صفت معشوق آید مدحست و در غیر وی ذم : درین زندان سرای پیچ برپیچ برادرزاده ای دارد دگر هیچ . نظامی . رهی پیچ برپیچ تاریک و تنگ همه راه پرخار و پرخاره سنگ . نظامی . نه چون کودک پیچ برپیچ شنگ که چون مقل نتوان شکستن بسنگ . سعدی . ره عقل جز پیچ برپیچ نیست بر عاشقان جز خدا هیچ نیست . سعدی .