پیچش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(چِ) (اِمص.) ۱- پیچیدگی، کجی. ۲- گره خوردن. ۳- از درد به خود پیچیدن.مترادفها و واژههای مرتبطانحراف، پیج، خم، خمیدگی، کجی، گردشابهام، پیچیدگی، تعقید، غموضدلپیچه، شکمروشواژه قبلی: پیچاکواژه بعدی: پیچه