واژه جو

پیچه بند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیچه بند. [ چ َ / چ ِ ب َ ] (اِ مرکب ) عصابه . (صحاح الفرس ). عصابه که زنان بر پیشانی بندند. پیشانی بند. (برهان ). ◄ بندپیچه . رشته ٔ پیشانی بند. رشته ای که بدان پیچه به پیشانی بندند : بپیچد دلم چون ز پیچه بتم گشاید برغم دلم پیچه بند. عسجدی .

معنی پیچه بند | واژه جو