پیچیده دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیچیده دست . [ دَ / دِ دَ ] (ص مرکب ) که دستی کژ دارد. کسی که دست او را پیچیده باشند و آن کنایه از ناتوان و زبونست . (آنندراج ) : بدان سست پایان پیچیده دست سکندر چه لشکر تواند شکست . نظامی . ◄ که دستی عضلانی دارد.