پیچوتابدار
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تابدار، تابیده، پیچاپیچ، درهم پیچیده، پیچخورده، تابیده، خمیده، ناراست، پرتاب، پیچپیچی، پیچیده، معوج، مجعد هزارتو، هزارخانه، هزارچم
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تابدار، تابیده، پیچاپیچ، درهم پیچیده، پیچخورده، تابیده، خمیده، ناراست، پرتاب، پیچپیچی، پیچیده، معوج، مجعد هزارتو، هزارخانه، هزارچم